خرید بک لینک
سلام بر نخل های سوخته. سلام بر خانه های ویران. سلام برکودکان و زنان و مردان سلام بر آوارگان. سلام بر آنان که استقامت ورزیدند. سلام برآنان که جنگیدند. سلام بر آنان که جان دادند. سلام بر جنگ زدگانی کهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سارا نعمتی تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 23:52

نه میتوانیم بمیریم، نه میتوانیم زندگی کنیم نه میتوانیم همدیگر را ببینیم، نه میتوانیم همدیگر را ترک کنیم به تنگنای عجیبی افتادهایم منبع:کتاب گوشه نشینان MOHAMMAD EBRAHIMI 81ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سارا نعمتی تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 23:52

دست مرا بگیر ای نرمی گیسو رها شده در بادهای تنددست مرا بگیر ای جان واژه های پر از شور زندگیدست مرا بگیر ای سبز نو رسیده بهار درخت سیبدست مرا بگیر ای چرخ شادمانه هر قاصدک به باددست مرا بگیر تا گم شودادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سارا نعمتی تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 23:52

درخیالات خودم در زیر بارانی که نیست میرسم با تو به خانه از خیابانی که نیستمینشینی روبرویم خستگی در میکنیچای میریزم برایت توی فنجانی که نیستباز میخندی و میپرسی که حالت بهتر است ؟باز میخندم که خیلی گر چه میدانی که نیستشعر میخوانم برایت واژه ها گل میکنندیاس و مریم میگذارم توی گلدانی که نیستچشم میدوزم به چشمت میشود آیا کمیدستهایم را بگیری توی دستانی که نیستادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سارا نعمتی تاريخ: يکشنبه 9 ارديبهشت 1397 ساعت: 21:14

تولدم مبارکروز تولد ادم قشنگه و وقتی همه اونایی که دوست دارن تولدت رو بهت تبریک میگن ،تازه میفهمی چقدر زیادن ادمایی که دوست دارن و این خودش روز رو قشنگ تر میکنهقشنگترش اینه که تولدت شب یلدا باشه ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سارا نعمتی تاريخ: يکشنبه 9 ارديبهشت 1397 ساعت: 21:14

شادی روح شهید محسن حججی صلوات

برچسب: میدهیم,نمیزنیم, نویسنده: سارا نعمتی تاريخ: چهارشنبه 8 شهريور 1396 ساعت: 23:59

واژه در واژه از دل میدانغزلی را سپید آوردند باز هم از مدافعان حرم یک جوان شهید آوردند یک جوان با هزار شور و شعور روز آخر ولی «زهیر» شده زیر تابوت، مادرش میگفت: پسرم عاقبت به خیر شده… مثل ابر بهار میبارید غربت ماه در دل شب را پسر با تعصبم میگفت : نکند قبر عمه زینب را… عاقبت طاقتش تمام شد و دل به دریا زد و فدایی شد پسر کربلا نرفتهی من سوریه رفت و کربلایی شد شکر حالادامه مطلب

برچسب: مدافعان,زینبس, نویسنده: سارا نعمتی تاريخ: چهارشنبه 8 شهريور 1396 ساعت: 23:59

دیگه از  نفس افتادم

دیگه از نفس افتادم ...

یا حسین فقط حرم ...

دلم بدجور هواتوکرده ارباب...

میخوام بیام.....

برچسب: مسافر,کربلا, نویسنده: سارا نعمتی تاريخ: چهارشنبه 8 شهريور 1396 ساعت: 23:59

راز هایت را به دو نفر بگو

"خودت و خدایت"

در تنگنا به دو چیز تکیه کن

"صیر و دعا"

در دنیا مراقب دو چیز باش

"پدر و مادر"

از دوچیز نترس که به دست خداست

"روزی و مرگ"

و به یک چیز هیچوقت خیانت نکن

"رفاقت"

تا وقتی نگاه خدا به سوی توستاز روی گرداندن دیگران غمگین مباش.....

برچسب: نویسنده: سارا نعمتی تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 2:17

ریخت بر دامن محراب ز فرق سر او

آنچه اندوخته از خون جگر کرد علی

گر چه هر نفسی بود علی را معراج

غوطه در خون زد و معراج دگر کرد علی

ایام ضربت خوردن و

شهادت

اما علی(ع) تسلیت باد

برچسب: نویسنده: سارا نعمتی تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 15:32

فکرم همهجا هست، ولی پیشِ خدا نیست سجادۀ زَردوز که محرابِ دعا نیست گفتند سر سجده کجا رفته حواست؟ اندیشه سَیّالِ من ـ ای دوست ـ کجا نیست؟! از شدّتِ اِخلاصِ من عالَم شده حیران تعریف نباشد، ابداً قصدِ ریا نیست! از کمّیتِ کار که هر روز سه وعده ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سارا نعمتی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 13:53

خدا تنها روزنه ی امیدی است که هیچ گاه بسته نمیشود تنها کسی است که با دهان بسته هم میتوان صدایش کرد تنها کسی است که با پای شکسته هم میتوان سراغش رفت تنها خریداری است که اجناس شکسته را بهتر برمیدارد تنها کسی است که محرمت میشودوقتی همه تنهایت گذاشتند تنها سلطانی است که دلش با بخشیدن آرام میگیرد نه باادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سارا نعمتی تاريخ: جمعه 19 خرداد 1396 ساعت: 17:07

خدا گفت:نه

آنها برای این در تو نیستند که من آنها را بزدایم

بلکه آنها برای این در تو هستند که تو در

برابرشان پایداری کنی

من از خدا خواستم که بدنم را کامل سازد

خدا گفت :نه

روح تو کامل است.بدن تو موقتی ست

من از خدا خواستم به من شکیبایی دهد....

برچسب: نویسنده: سارا نعمتی تاريخ: جمعه 19 خرداد 1396 ساعت: 17:07

تا لحظه شکست به خدا ایمان داشته باش


خواهی دید که ان لحظه هرگز نخواهد رسید . . .

محمد ابراهیمی

برچسب: نویسنده: سارا نعمتی تاريخ: جمعه 19 خرداد 1396 ساعت: 17:07

غزل چشمت، غزل مویت، غزل لبهات بانو جان! خدا رحمش بیـاید بر مخاطب هات بانو جان! نگاهت منتقدها را حسابی بی زبان کرده و شاعرهای سر در گم که در شب هات بانو جان! غنایی راه رفتن ها؛ حماسی عشوه کردن ها چه می چسبد برای ما مجرب هات بانو جان! تبم تند است و هذیانم مفاعیلن مفاعیلن دعا کن قسمتم باشد تو و تب هاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سارا نعمتی تاريخ: جمعه 19 خرداد 1396 ساعت: 17:07

صفحه بندی